دیشب که مهمون بازی طول کشید و دیر خوابیدیم وای بازم دارم مینویسم دلم پر میزد برای نوشتن.
بفرمایید شام ایرانی عالیهههههههههههههههه خیلی دوسشون دارم به نظرم بگیرید ببنید دلم میخواد زودتر لاغر شم که میخوام مامان شم لاغر باشم که اضافه وزنم بیشتر از اینها نشه.............
اما خیلی سخته مامان شدن هی بهش فکر میکنم هی پشیمون میشم نمیدونم والا.....
چقدر دلم میخواد یه سری از آدمایی میشناسم زندگیشون بهتر و بهتر شه..............
دلم زود برای مامان بابام و خواهرمینا تنگ میشه برای دانیال. دلم میخواد هر روز کنار همشون باشیم نمیدونم.
باز تپلی شده بودم اما نه خیلی اما دارم باز مراعات میکنم که انشاالله زودتر ایده آل شم.
خدایا همه چیو میسپرم به تو تو بهترین کارگردان تهیه کننده ای خودت ازم بهترین بازیو بگیرو حمایتم کن.
دندونامم که هیچی همه رو باید درست کنم و توی این اوضاع کلی پولش میشه میخواستیم با این پول بریم سفر حیف که نمیشه هاه. باید دندونامو همه رو درست کنم که اگه خواستم بچه دار شم دندونام نپکه .
از امروزم هم یه روزه ی ۴۰ روزه ی شکلات و شیرینی نخوردنو شروع کردم. انشاالله که بتونم.
میخوام برگردم